اینم یک هدیه برای دوست داران شعر



من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج نبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره نزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سربجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
گفتم این روی فرشتست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشتستو بشر هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می باش چنین زیرو زبر هیچ مگو
ای نشسته تو درین خانه ی پر نقش وخیال
خیز ازین خانه برو رخت ببر هیچ مگو

شاعر : ( ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ )

خب امید وارم از این شعر خوشتون اومده باشه
راستی اگر کسی اسم شاعر این شعر رو میدونه به ما هم بگه تا در این قسمت اسمش نوشته بشه که جاش بدجوری خالییه ( با تشکر : میثم )

/ 3 نظر / 156 بازدید
راستگو

سلام من فکر کنم شاعر خودت باشی . از بس که شعر با حاله!

ghanbar

سلام من فکر کنم شاعر سوپر یورت شهرام باشه که آق ا معلم میدونه کیه خیلی هم با حاله(خفن)

حجت

مولوی