تنهايم تنها ( شعری از : مهدی رائين نژاد )

تنهايم تنها

آسمان رنگی دگر

دلم از تنهايی دل می سوزد

تنم از بی کسی و سردی دل می پوسد

دل من مرده است

دل من شيشه ای است

دل من شکسته است

دل من در پس پنجره تنهايی مرده است

تنهايم تنها

می خواهم بروم جايی دور

تا بيابم ذره ای رنگ غرور

من برزخيم

من کاغذيم

من تکه برگی که درين محبس تنگ

گيتی سبز و قشنگ  20.gif

کس نبيند که چه سردم

که چه زردم

زير پا و لگد بد صفتان

غمگين ، خسنه

از گردش گردون زمان بشكسته

پر دردم

آخر اين درد چه بود

كه مرا مست و ملول

اينچنين در پس نيم نگاه كودكيم سخت ربود

تنهايم تنها

پشت يك منظره ام

كه فريبد همه را

كس نداند كه پس اين منظره سبز و قشنگ

هست دلی آزرده و تنگ

من دگر آخريم

من دگر پادريم

من دگر تكه فرشی دم در

من دگر هيچ ندارم دل و سر

من اگر كاغذيم

تنم از داغی اين بدصفتان می سوزد

دردم به كه گويم كه دلم طوفانيست

در ميان سينه ام

بغز غم زندانيست

تنهايم تنها

من دوچرخه ای دارم

دوچرخه ام قرمز است

رنگ دلم

با دوچرخه ام می روم يك جای دور

تا بيابم مردمی سبز و صبور

جانمازم گوشه ای خاك خورد

كس نبينم كه بران سجده كند !

من خدارا دارم

من كسی را دارم

كه دلش از همه خلق زمين

هور و بهشت

زيبا و زشت سبز تر است

پس چرا شكوه كنم ؟

ناله كنم !

بايد كه فكر يك چاره كنم

تا شوم خوب عزيز پيش خدا

پس به اميد آن روز بزرگ

كه شوم خوب و بزرگ

میروم نم نمك

پرسه زنان

خنده كنان تا دم باغ بهشت

تا گلی برچينم از باغچه سبز بهشت

و فرياد كنان  گريه كنم از سر شوق

و بگويم :

كه دلم رنگ گلهای خداست

كه اگر توبه كنم

و كمی سجده كنم

همه ذرات وجودم تا به آخر با خداست 

/ 4 نظر / 10 بازدید
سحر

سلام ميبينم که فعالی؟ به منم سر بزن

رشید

مطمئنید این شعره ؟؟؟؟

بهار

شعر بسیار عالی است

لاوین

استادشعرخیلی قشنگی بود [گل]